58گواهىدادن»، 1«ضدّ جور» 2 و «انصافدادن» 3 نيز آمده است. همچنين بهمعناى «ميانهروى و اعتدال در كارها، بدون افراط و تفريط» گفته شده است. 4
ب) عدالت در اصطلاح
درخور توجه است كه برخى مفاهيم، فقط در يكى از حوزههاى علوم اسلامى كاربرد دارد؛ اما برخى ديگر عام مىباشد و در تمام حوزهها و در ابواب متعدد مطرح مىشود؛ كه «عدالت»، يكى از اين مفاهيم است؛ بهطورىكه در زمينههاى مختلفى نظير حديث، فقه، عبادات، معاملات حديث و رجال، از آن بحث مىشود و با عناوين: عدالت روايى، فقهى، اخلاقى، عرفى و كلامى مطرح مىگردد. مهم آن است كه در هريك از اين موارد، واژه عدالت، ويژگى خود را دارد. درواقع، دستيافتن به تعريف دقيق اين مفهوم، از مشكلترين كارهاست؛ چنانكه «طاهر الجزائرى» در اين باره نوشته است: «من أصعب الأشياء الوُقُوفُ على رَسمِ العَدالةِ فَضلاً عَن حدِّها وقد خاضَ العُلماءُ في ذلك كثيراً». 5
مىتوان گفت مشكلبودن تبيين دقيق اين واژه، بدانعلت است كه انديشمندان هر علمى، با توجه به موضوعات و اهداف مطروحه در آن علم، به بررسى و كنكاش درباره مفهوم «عدالت» پرداختهاند. گفتنى است بهدليل حديثى و رجالىبودن سير پژوهش، اين واژه را تنها ازديدگاه محدثان بررسى مىنماييم.