56
ثقه در اصطلاح
اصطلاح «ثقه»، از الفاظى است كه بهويژه در فقه و حديث، نقش بسزايى داشته و بهطور فراوان استعمال شده است. «بقاعى» در تعريف اصطلاحى اين واژه نوشته است: «الثقه: من جمع الوصفين: العدالة و الضبط». 1 عبدالفتاح ابوغده نيز همين معنا را در شرح اين واژه ذكر كرده است: «الراوي الثقه هو الذي يجمع بين العدالة و الضبط». 2 نورالدين عتر، از حديثپژوهان معاصر اهل سنت نيز نوشته است:
زمانى كه در راوى، دو ركن عدالت و ضبط جمع شود، راوى حجت است و لازم است به حديثش عمل شود كه دراينصورت، بر اين راوى اطلاق «ثقه» مىشود؛ زيرا در اين راوى، اتصاف به صدق و قدرت بر حفظ محقق شده است؛ بهطورىكه مىتواند هروقت بخواهد، همانطور كه حديث را شنيده است، بيان كند. دراينصورت، اخبار اين راوى، حجت مىگردد. 3
گفتنى است مبانى توثيق و حكم به وثاقت، هم ميان انديشمندان شيعى و هم ميان فقيهان و محدثان اهل سنت، چندان روشن به نظر نمىرسد و تفاسير مختلفى از آن بيان شده است. برخى معتقدند، ثقه به كسى اطلاق مىشود كه عادل و ضابط باشد. البته انديشمندان شيعى، قيد «امامىالمذهب»بودن را نيز بدان افزودهاند. 4 برخى ديگر معتقدند، فردى كه در حوزه نقل خبر، مورد اطمينان و اعتماد باشد، ثقه ناميده مىشود؛ كه بيشتر همان معناى لغوى اين لفظ را استعمال كردهاند.