196پس بدون ترديد، ديدگاه كسانى كه ايشان را از ابتدا كافر يا فاسق دانسته و حكم به نپذيرفتن رواياتشان كردهاند، باطل است.
ابن تيميه نيز از كسانى است كه خطاى در تأويل را مانع از حكم به كفر، بلكه فسق دانسته و نوشته است:
اگر شخص مجتهد در اجتهاد خويش با تقواپيشگى، تمام توان خويش را به كار گيرد، در صورت خطا، نهتنها معاقبه نمىشود؛ بلكه مستحق ثواب خواهد بود. 1 پس هرگز نمىتوان مبتدعه را كافر يا فاسق ناميد؛ زيرا شخص متأول، قصدش اطاعت از دستورهاى خدا و رسولگرامى اسلام(ص) بوده و اعتقادى بر بدعتگذارى در دين اسلام نداشته است. اگر هم در اين باره اجتهاد كرد و به عقيدهاى گرايش يافت، نمىتوان به كفر يا فسق ايشان حكم كرد. اين مسئله، از مشهورات بين مردم در مسائل عملى است. اما در مسائل اعتقادى، بيشتر مردم ديگران را بهدليل خطاى در تأويل تكفير مىكنند كه اين عمل نزد هيچيك از صحابه، تابعان و علماى اسلام، شناخته شده نيست و هيچكس آن را تأييد نمىكند. 2
پيشينيان و كافرندانستن متأول
ابن تيميه مىنويسد:
قول به تكفير مبتدعه را بهسبب بدعتشان، در آثار هيچيك از ائمه اربعه و اصحاب ايشان، نمىتوان يافت... و وقتى آنان كافر نباشند، منافق نيز نيستند. در نتيجه، مؤمنانىاند كه بايد براى آنان طلب مغفرت كرد؛ هرچند در اجتهادشان به خطا