194معذورند و نمىتوان به كفر يا فسق آنان حكم كرد. تنها در صورتى مىتوان به فسق ايشان حكم كرد كه بعد از اقامه حجت، از عقيده خود دست برندارند و بر آن اصرار ورزند كه دراينصورت نيز تنها به فسق ايشان حكم مىشود؛ نه كفر.
كشف حقيقت گمشده متأولان
درواقع، ابن حزم معتقد است كه اگر شخص مسلمان، به نيت رسيدن به حقيقت، در مسئلهاى اجتهاد كرد و در اجتهادش به خطا رفت، تا زمانى كه دليلى عليه او اقامه نشده و حق برايش آشكار نگرديده، مأجور است و عذرش پذيرفته مىشود؛ زيرا وى به دنبال كشف حقيقت بوده است. 1 ايشان در جاى ديگر، با تكرار همين نظريه مىنويسد:
اگر شخص مسلمان، از طريق ثابت و پذيرفتهشدهاى، به نصى از پيامبر(ص) دست يافت و با اجتهاد، به نتيجهاى خلاف آن نص رسيد، تا زمانى كه حجت عليه او اقامه نگردد؛ زيرا او قصدى جز رسيدن به حق را نداشته است. اما اگر در صورت اقامه برهان، اصرار بر خطا داشته باشد، در چنين صورتى، جاى حمل بر تأويل و اجتهاد نيست. 2
قصد قربت، نه قصد بدعت
بنابراين مىتوان گفت، افرادى كه رمى به بدعت شده و فاسدالمذهب ناميده شدهاند، كسانىاند كه براى دستيابى به حقيقت و كشف آن، ازروى اجتهاد به عقيدهاى گرايش پيدا كرده و هدفى جز تقرب به خداوند نداشتهاند. البته در اجتهاد خويش به خطا رفتهاند. پس نمىتوان آنان را مبتدع بهمعناىواقعى دانست؛ زيرا هيچگاه آنان چنين