186البته پوشيده نيست، ابن قتيبه كه اين قيد را درباره احاديث مبتدعه ذكر كرده، خود از منتسبان به مكتب نواصب است. «دارقطنى» با تصريح به گرايش ابن قتيبه به انديشه نصب، مىنويسد: «او ميل به نظريه تشبيه، و از اهل بيت(عليهم السلام) انحراف داشت». 1
حاكم نيشابورى نيز اجماع بر دروغگوبودن ابن قتيبه را ذكر كرده و نوشته است: «أَجمَعَتِ الأُمَّةُ على انَّ القُتَيبِيَّ كَذَّابٌ». ازاينرو حافظ سِلفى در اعتراض به حاكم مىگويد: «ابن قتيبه از ثقات اهل سنت است و حاكم نيشابورى، دروغگوبودن وى را بهدليل گرايشات مذهبى ابن قتيبه اراده كرده است». 2
ابن حجر عسقلانى در تفسير سخن سِلفى مىنويسد: «مراد سلفى از مذهب، ناصبىبودن ابن قتيبه است؛ زيرا ابن قتيبه از اهل بيت(عليهم السلام) منحرف بوده و حاكم نيشابورى بدين علت (تمايلات شيعى)، برخلاف ابن قتيبه بوده است». 3
همچنين حافظ احمدبنصديق غمارى، ابن قتيبه را از متهمان به مكتب نصب دانسته است. 4 افزون بر اين، ابن قتيبه را نمىتوان از صاحبنظران حوزه جرحوتعديل دانست تا بتوان به نظريات وى در اين باره تكيه كرد؛ چنانكه عبدالرحمان بن يحيى معلمى بعد از رد اين نظريه، نوشته است: «ابن قتيبه دينورى نبايد در اين محدوده، دخالت مىكرد؛ زيرا تخصص آن را نداشته است. ازاينرو، هيچيك از بزرگان اين فن،