105ابن حطان خارجى، حريزبنعثمان ناصبى، عبيداللهبنموسى العبسى، عدىبنثابت، عبادبنيعقوب رواجنى، شبابةبنسوار و جعفربنسليمان الضبعى.
بنابراين، نقل روايت بخارى از راويان مبتدعه، نشاندهنده اين است كه معيار مهم و اساسى در نقل روايت نزد وى، وثاقت و صداقت راويان بوده و مسائلى از قبيل گرايشات مذهبى راويان، نزدش اهميتى نداشته است؛ چنانكه ابن حجر در اين باره نوشته است: «اِنَّمَا أَخْرَجَ لَهُ الْبُخَارِيّ عَلَى قَاعِدَته فِي تَخْرِيج أَحَادِيث المُبْتَدِع إِذَا كَانَ صَاِدق اللَّهْجَة مُتَدَيِّنًا». 1
گفتنىاست، فراوانى روايات مبتدعه در صحيح بخارى، بهحدى است كه سيوطى، طى فصلى با همين عنوان در «تدريب الراوى»، به دفاع از اين راويان پرداخته است. 2 «محمود عيدان احمد ديلمى»، از ديگر پژوهشگران حديث و رجال، درباره نقل روايت بخارى از راويان مبتدعه نوشته است:
ابوحنيفه، قاضى ابويوسف، امامشافعى، يحيىبنسعيد قطان، علىبنمدينى و محمدبناسماعيل بخارى معتقدند: بايد روايات اهل بدعت، بهطور مطلق پذيرفته شود؛ چه داعيه بوده باشند، چه نباشند، چه در تأييد بدعت روايت كرده باشند، چه در مخالفت بدعت روايت كرده باشند؛ زيرا اصل در قبول روايت، صداقت، ضبط و سلامت از نواقض مروت است. بخارى، در صحيحش از «عمرانبنحطان» خارجى كه داعيه نيز بوده، روايت كرده است و او صاحب ابيات مشهورى است كه عبدالرحمان بن ملجم، قاتل على(ع) را در آن ابيات، مدح كرده است. 3