104تا به امروز، بهعنوان اصلى مسلّم و خدشهناپذير نزد ايشان پذيرفته شده است. 1
سيوطى و ابن حجر نيز با برداشت همين معنا سخنان ابن دقيق را تأييد كردهاند. 2 ابن حجر همچنين در شرح نخبةالفكر، با ادعاى حصول اتفاق بر عدالت راويان اين دو كتاب، نوشته است: «لازمه قول به صحت اين دو كتاب، شهادت به وثاقت و تزكيه روات آن نيز مىباشد و اين اصلى است كه نمىتوان از آن عدول كرد؛ مگر با دليل». 3
پس عمل بخارى، از بهترين ادلهاى است كه مىتوان آن را اصلى در پذيرش اخبار اهل بدعت برشمرد؛ زيرا اگر بدعت و گرايش به آن، در راويان اثرگذار مىبود، بخارى هرگز كتابش را حجت بين خود و خدايش قرار نمىداد و قاطبه مسلمانان نيز آن را تلقى به قبول نمىكردند، تا اجماع بر صحت آن داشته باشند.
با بررسى اجمالى روات و مشايخ بخارى، بهروشنى پيداست كه تعداد قابل توجهى از راويانى كه در طرق احاديث صحيح بخارى قرار گرفتهاند، و وى از ايشان نقل روايت كرده است، اهل بدعتى بودهاند كه اولاً ديگران را به مذهب خويش دعوت مىكردند و ثانياً در تأييد و تقويت بدعت خويش نيز نقل روايت كردهاند؛ مانند عمران