103اهلسنت، افزون بر اعتقاد به صحت احاديث موجود در صحيح او، به صحت اسناد و وثاقت تمام روات بخارى نيز اتفاقنظر دارند. آنها معتقدند، هر سندى كه در كتاب صحيح آمده باشد، بههيچوجه نياز به بررسى ندارد؛ چنانكه «ابن دقيق العيد» بهنقل از «حافظ مَقدِسى» نوشته است:
كَانَ شيخ شُيُوخنَا الحَافِظ أَبُو الْحسن المَقْدِسِي يَقُول فِي الرجل الَّذِي يخرَّج عَنهُ فِي الصَّحِيح: هَذَا جَازَ القنطرة. يَعْنِي بذلك: أَنه لَا (يُلْتَفت) إلى مَا قيل فِيهِ وهكذا نعتقد به ونقول ولا نخرج عنه إلَّا ببيانٍ (شافٍ) وحجَّة ظاهرة تزيد في غلبة الظنِّ على المعنى الذي قدَّمناه من اتّفاق الناس بعد الشيخين على تسمية كتابيهما بالصحيحين ومن لوازم ذلك تعديل رواتهما. 1
همچنين اهل سنت معتقدند، همانگونه كه خود بخارى، نام كتابش را «الجامع المسند الصحيح» نهاده و تصريح كرده كه تنها احاديث صحيح را در اين كتاب جمعآورى كرده 2و آن را بين خود و خدايش، حجت قرار داده است 3، بعد از وى نيز جمهور اهل سنت، اتفاق كردهاند كه كتاب بخارى و مسلم را «صحيحين» بنامند. البته لازمه قول به «صحيح»، دانستن هريك از اين دو كتاب، عدالت و تزكيه جميع راويانى است كه نامشان در اسناد احاديث مسند كتب صحيح بخارى و مسلم آمده. 4
انديشمندان دانش رجال و حديث اهل سنت، تصريح كردهاند كه چنين اتفاقى، بهمنزله اتفاق امت بر عدالت تمام راويان ناشناس است كه در اسناد احاديث مسند اين دو كتاب ذكر شده است، و اين را از راههاى ثبوت عدالت راوى دانستهاند. اين مطلب