149اخوه پولى است كه عشاير اعراب بينالحرمين از حجاج عجمها، هر نفرى دو ليره مىگيرند، ولى از اعراب نمىگيرند.
بارى، از اعراب كه مطالبه اخوه نمودند، يعنى به لفظ ديگر پول حراسه مطالبه مىنمايند و اين اعراب نمىدهند. محتمل است كه زد و خوردى بين حضرات بشود؛ مبادا پاى ما هم داخل بشود و نزد شريف مكّه مسؤول شويم؛ چون عجمها در جدّه توسط حملهدارها، اخوه خودشان را ردّ نمودهاند و قبض دارند.
بارى، به هر نحوى و هر زبانى بود، امروز را لنگ كردند، حركت نكردند. شب را در كُظَيمه مانديم و شب هم مجلس روضه[اى] حجاج تشكيل دادند 1، ولى از اول شب چند نفر از اعراب از جانب شيخ آن زمين، با اسلحه در دور زوّار گردش نمودند إلى صبح، جهت حراست حجّاج و إلى صبح، صداى برّه برّه در اطراف خيمهها بلند بود. لفظ برّه در عربى، يعنى دور برو و بيابان برو.
بارى، صبح را كه يوم پنجشنبه، دهم است، بعد از صرف چايى و طبخ شام، تقريباً يك ساعت به ظهر مانده، حركت كرديم. و چون اين منزلى كه در مقابل داريم، از قرار اظهار مقوّمين و حملهدارها خيلى دزدگاه 2 و مخوف است، اين است كه زودتر از ساير روزها [78] حركت كرديم. إلى عصر در سيريم.
و تمام اين اراضى، اين چند روزه ريگزار و نمكزار است و در كنار ساحل دريا، خطّ سير ما مىباشد و دريا در دست چپ ما واقع است كه به سمت مدينه مىرويم و تقريباً از جادّه كه در سيريم إلى لب دريا، يك فرسنگ [و] نيم مسافت دارد.