148كه ديشب گذشته، شتر كجاوه ايشان در ميان راه خوابيده است و ايشان عقب ماندهاند تنها و چند نفر اعراب هم در خيال ايشان بودهاند، 1 ولى خداوند خودش حفظ نموده است. بارى، در اين منزل، راه دوتا است: يكى راهى است كه ما از سمت جدّه آمديم. و يكى راهى است كه از سمت مكّه مىآيد و مىروند به مدينه. و يك قافله هم در اينجا ديدم كه قبل از ما رسيده بودند كه از سمت مدينه آمدهاند، به سمت مكّه مىروند. ولى هوا هم امروز مثل ديروز باد گرم است؛ بد هوايى است. بعد از صرف چايى و ناهار، فىالجمله خوابيديم.
يوم چهارشنبه، نهم ذىالقعده، تقريباً پنج ساعت به غروب مانده، اعراب حركت كردند رفتند و قافله حجاج عجمها ماندند. اجماعى نمودند، مقوّمها را جمع نمودند. مقوّم[ها] كسانى هستند به قول اهل ايرانى، جلودار شترها. اينها هم جلودار شترها هستند و هم از جانب شريف مكّه، رئيس قافله.
[اخذ اخوه از حجاج]
و حملهدارها جمع شدند؛ بعد از گفتوگوى زياد، اظهار نمودند [77] كه اين اعراب كه جلو رفتند، عشيره در اين نزديكى هست؛ از اينها مطالبه اخوه 2 خواهند نمود.