137حصيرى كه تقريباً بيست [و] پنج اطاق است و هر اطاقى تقريباً چهار زرع عرض و ده زرع طول دارد، منزل گرفتند.
ولى زنانهها را علىحده در ميان اطاق علىحده برده بودند؛ عريان نموده بودند و حكيم زنانه معاينه نموده بودند. و شب را در آنجا بوديم.
صبح آمدند ما را حركت دادند. توسط [65] همان طرادههاى روز قبل رفتيم به ميان كشتى، ولى كشتى حجاج بصره را هم در ميان اطاقهاى ديگر و محصوره سيم خاردار ديگرى منزل دادند و قرنطينه نمودند كه صبح بعد از ما، آنها را بردند به ميان كشتى خودشان، ولى عده حجاج آن كشتى، تقريباً پانصد - ششصد نفرى ايرانى بود و سيصد نفرى از هندى و اعراب بودند و عده حجاج كشتى ما تقريباً پنجاه نفر اهل ايران و يكصد [و] پنجاه نفر از اهل اعراب بحرين و هفتصد [و] پنجاه نفرى از اهل هند بودند.
[توقف در جزيرهاى قبل از جده، جهت قرنطينه]
غرض، حركت كرديم يوم چهارشنبه، بيست [و] چهارم شوال، سه ساعت از آفتاب گذشته رسيديم به جدّه. تخميناً سه فرسنگ به جدّه مانده، كوههايى در ميان آب نمايان بود كه بعضى را دو زرع و بعضى را يك زرع و بعضى را سه زرع - شايد بيشتر و كمتر هم باشد - آب روى كوهها را گرفته و ما از ميان درّهها عبور مىنموديم، و شب خيلى سخت است عبور از اين نقطه.
بارى، در ميان آب، كشتى لنگر انداخت و طرّادهها آمدند، تمام احمال و اثقال را حمل به طرّادهها نموديم. خودِ ما هم سوار شديم، ولى طرّاده ما تمام ايرانى بودند. بردند ما را به يك جزيره كوچكى كه تخميناً سيصد زرع در سيصد زرع بود و چند اطاقى ساخته بودند. ما را پياده نمودند و احمال ما را در ميان طرّاده نگه داشتند و به قدر كفايت مؤنة يك شب، با خودمان برديم.