136تقريباً از موضع توقف كشتى إلى جزيره، هفتصد - هشتصد قدمى فاصله داشت و احمال و اثقال، تمام در ميان كشتى ماند، فقط به اندازه كفايت مؤنة يك شبانهروز همراه برداشتيم.
بارى؛ اين جزيره در وسط بحر واقع است كه مكان قرنطينه حجاج است و تا خود قُمران تقريباً نصف فرسنگى مسافت دارد. و آن جزيره علىحده است و از جزء خاك يمن است و در دست انگريزىهاست؛ ولى بخش عدن است. 1
ما را بردند [64] به ميان اطاقى و خورد [و] ريزى كه جزئى به همراه برده بوديم، در ميان اطاق گذارديم و لباسهاى ما را كندند و هر نفرى يك لنگ دادند؛ بستيم و لباسها را ريختند به ميان مكينه كه بُخور بدهند. بعد ما را عرياناً به ميان اطاق باريك مستطيلى به صف نظام نگه داشتند.
بعد اول شماره نمودند؛ بعد از مدت مديدى آمدند، هر نفرى يك حلبى كوچك مدوّرى دادند كه از جهت آب شيرين گرفتن از جهت اكل. و به طورى هوا حبس بود كه تمام قلبها مضطرب شد و رنگها خفه شد. بعد از ساعتى، حكيم آمد، تمام را معاينه نمود.
بعد ما را بردند به ميان اطاق ديگرى كه در سقف او، آهنهاى مشبّك بود و از آن شبكهها 2 آب مىريخت سرِ ما. بعد بردند به اطاق ديگرى، در آنجا نشستيم.
بعد از مدتى، لباسهاى ما را از ماشين بيرون آوردند و تمام گرم بود.
لباسها را پوشيديم، بيرون رفتيم و احمال و اثقال ما را از ميان اطاق اوّلى بيرون برده بودند و هركس احمال و اثقال خود را برداشت و رفت در ميان اطاقهاى