138در جزيره ما را قرنطينه نمودند. در آنجا منزلى گرفتيم [و] شب را [66] در آن جزيره بوديم، ولى به مثل قمران ما را اذيت ننمودند؛ فقط بيستوچهار ساعت در آن جزيره توقف داشتيم. صبح به اجازه حكيم حركت نموديم، در ميان طرّاد[ه]ها كه در لب جزيره از روز گذشته توقف داشتند، نشستيم. به قدر دو ساعت [و] نيم در روى آب در سير بوديم تا رسيديم به جدّه.
[جده و شرحى مختصر از وقايع و اوصاف آن]
تقريباً از جزيره إلى جدّه، دو فرسنگ مسافت داشت. ما را از ميان طرّاده پياده نمودند؛ داخل يك محصوره نمودند. جلوى درب محصوره، هر نفرى يك روپيه [و] نيم كرايه طرّاده گرفتند. چون طرّادهها دولتى است، كرايه را دولت مىگيرد، و در آن محصوره، مطوّفين حاضر بودند و اين مطوّفين، اشخاصى هستند به مثل خدّام عتبات و اسمهاى ما را نوشتند.
از آنجا رفتيم در گمركخانه كه در لب دريا واقع است و احمال و اثقال خود را از طرّاده بيرون آورديم و برديم به گمركخانه و در گمركخانه، چند نفر از جانب حكومتى تفتيش مىنمايند از جهت مال گمركى و از جهت مجيدى، پول عثمانى، 1 كه گمرك، مالالتجاره را مىگيرند و هر قدر هم شخص، مجيدى داشته باشد، نصف او را مىگيرند به حكم شريف مكّه؛ چون ورود مجيدى به حجاز ممنوع است.
غرض، بعضى را پيدا نمودند، مجيدىهاشان را گرفتند و بعضى را پيدا ننمودند، و از ما هم تقريباً نود [و] شش مجيدى گرفتند؛ ولى مقدارى ديگر هم داشتيم، پيدا ننمودند و قبضى به ما دادند كه نود [و] شش مجيدى از بابت گمرك [67] گرفتهاند.
بعد از تفتيش، احمال و اثقال خودمان را بيرون برديم و وكيل مطوّف ما كه