118عذرى بياورد؛ جز اينكه بگويد: «بيشتر اهل مدينه، متمايل به او (ابن زبير) بوده و به او رضايت دادهاند و او، برخى را نيز مخفيانه دعوت كرده است». 1
كار ابن زبير بالا گرفت؛ طورى كه مسلمانان، با توجه به تنفر از واقعه كربلا، به بيعت با او شتافتند و عمرو بن سعيد، با وجود طبع تند خويش نسبت به دشمن، چارهاى جز مداراكردن با او نمىديد؛ چون بيشتر مردم، از او (ابن سعيد) روىگردان بودند. 2
خواننده محترم، مىتواند حدس بزند كه ابن سعيد اشدق، چقدر بر اهل مدينه آسان مىگرفت و با آنان مدارا مىكرد؛ تا جايى كه يزيد، مجبور به عزل او شد و به جايش وليد بن عتبه را منصوب كرد. سپس يزيد او را نيز عزل نمود؛ چرا كه نصيحتپذير نبود و در راه صلاح، قدم برنمىداشت. 3 يزيد به جاى او، عثمان بن ابىسفيان را منصوب كرد كه جوانى خام و بىتجربه بود. او در امور حكومتدارى و انجام وظايفش دقت نمىكرد. ابن سعيد اشدق، اينگونه از جانب مردم مدينه دچار ذلت كامل شد.
حال او چگونه مىتوانست بانوى خردمند، زينب(عليها السلام) را بدون هيچ همراهى از بنىهاشم، به سرزمين غربت تبعيد كند؟ آيا همسر سرشناس و محترم ايشان كه در قيد حيات بود، امرار معاش مىكرد و به سادگى اين وضعيت را از نزديك تماشا مىكرد؟ آيا هيچكس در بين اشخاص نامبرده وجود نداشت كه از ايشان حمايت كند؟
اهل مدينه بر بيعتنكردن با يزيد همعقيده بودند؛ زيرا گروهى كه عثمان بن ابوسفيان به دمشق فرستاده بود، يزيد را به شرابخوارى، طنبورنوازى و سگبازى