26از سوى ديگر، از روزمرگى و آلودگى به گناه فاصله گرفتن و خود را در اقيانوس رحمت و مغفرت الهى شستوشو دادن و با توبه از گناه و معصيت رهيدن است.
زائر در اماكن زيارتى، قطره وجود خود را به اقيانوس رحمت حق پيوند مىزند و با روحى سرشار از شادى، طراوت و اميد نسبت به آينده، به خانه و كاشانه خويش برمىگردد تا زندگى جديدى را آغاز كند و از آلودگى و ناپاكى دور باشد.
زائر با اين سفر معنوى، از زندگى تكرارى و بىثمر فاصله مىگيرد و با ارتقاى فكر و انديشه و تقويت ايمان و باورهاى دينى، با ارادهاى استوار، موانع كمال را از سر راه برمىدارد تا به حقيقت هستى كه كمال مطلق است برسد:
إلهي هَبْ لي كَمالَ الإنقطاعِ إليك وَ أَنِرْ أبصارَ قُلوبِنا بِضياءِ نَظَرِها إليك، حَتَّى تَخرِقَ أبصارُ الْقلوبِ حُجُبَ النّور فَتصِلَ إلى مَعدنِ العَظمةِ... . 1
خداوندا! بريدن كامل از خلق و پيوستن به خود را بر من عنايت فرما و ديدههاى دلمان را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديدههاى قلبها، پردههاى نور را بدرد و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت دست يابد ... .
آرى، زيارتى كه همراه با معرفت و تحول نباشد، زيارت نيست و اگر زيارت تأثيرگذارى لازم را ندارد، بايد دليلش را در فاصله گرفتن از اهداف زيارت جستوجو كرد.
اگر بتوانيم فرهنگ زيارت را در ميان امت اسلامى حاكم كنيم و پيشوايان دين را كه الگو و واسطه فيض الهى هستند، وسيلهاى براى رهايى خود از دام گناه و معصيت و آشنايى با ارزشها و فضايل اخلاقى و انسانى بدانيم، بهخوبى تأثير