96آنچه در مفهوم استطاعت، منطقى مىنمايد و آيات قرآنى و روايات آن را تأييد مىكند، همان است كه هشام بن حكم گفته است؛ يعنى استطاعت پيش از فعل و همراه با آن. براى رفتن به حج ابتدا عقل، ايمان، نيت و پول لازم است. اما اينها همه كافى نيست. تا در بدن توانايى حركت و اجراى مناسك حج نباشد، اعمال حج، امكان برگزارى نخواهد داشت.
«سيداى نسفى» در اين خصوص چه زيبا سروده است:
احرام كعبه را به تصور مكان تمام
اين راه، قطع، بىمدد پا نمىشود 1
استطاعت در قرآن
استطاعت از ريشه طوع، در صيغههاى مختلف باب استفعال، 42 بار در قرآن آمده است. اهل لغت، استطاعت را توانستن و ممكن شدن انجام كارى، معنا كردهاند. واژه مخالف آن عجز است كه به معناى ناتوانى و واماندگى است. 2 ازاينرو، كسى كه از لحاظ مادى و معنوى يا جسمى و روحى، قادر به انجام كارى بوده و ابزار كار برايش فراهم باشد، مستطيع است؛ در غير اين صورت، عاجز است و معذور.
فقيه دامغانى در تفسير واژه قرآنى «استطاعت» چنين مىنويسد:
الإستطاعة علي وجهين: السعة في المال، الطاقة في القلب: الوجه الأول:
(وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَكُمْ) 3؛
يعني لو وجدنا السعة في المال.
-(وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً) 4؛
يعني من وجد سعة في المال علي أن يحج قدر ما يبلغه.
(وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً) 5؛
أي: فمن لم يجد في المال سعة «أن ينكِحَ المُحصناتِ».
الوجه الثاني:
(وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسٰاءِ) 6
يقول لن تطيقوا أن تعدلوا بين النساء في الحبّ.
- (فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) 7؛ يعني ما أطقتُم. 8