82زاد و راحله است و اين جمله اطلاق دارد نسبت به جايى كه نياز به زاد و راحله باشد يا نباشد. پس اگر بدون زاد و راحله انجام حج امكانپذير باشد، حج واجب نيست.
در مقابل اين گروه از روايات، روايات ديگرى دلالت دارند كه تحقق استطاعت دائرمدار وجود زاد و راحله نيست. به نقل يكى از روايات اين گروه بسنده مىكنيم:
صحيحة معاوية بن عمار قال: «سألت أبا عبدالله(ع) عن رجل عليه دين أعليه أن يحج؟ قال: نعم انّ حجةالاسلام واجبةٌ على من أطاق المشي من المسلمين و لقد كان (أكثر) من حج مع النبي(ص) مشاة...». 1
معاوية بن عمار مىگويد: «از امام(ع) در مورد شخصى كه بدهكار است، پرسيدم كه آيا انجام حج بر او واجب است؟ فرمود: بله؛ زيرا حجةالاسلام بر هر كس كه توان پيادهروى دارد، واجب است. ازاينرو بيشتر كسانىكه با پيامبر(ص) حج مىگزاردند، اين كار را پياده انجام مىدادند».
اين روايت از يكسو اشكال سندى دارد و از سوى ديگر، بدون در نظر گرفتن صدر آن، كه آيا دين و قرض مانع از وجوب حج مىشود يا نه، دلالت دارد كه اگر شرايط ديگر حج بهجز زاد و راحله وجود داشته باشد، حج واجب است! لازم به يادآورى است كه طاقت در روايت به معناى توان و قدرت بىمشقت است، نه توان و قدرت با زحمت و مشقت زياد. شاهد بر اين مدعا فهم مرحوم صاحب جواهر است. 2 بنابراين، ميان اين دو دسته از روايات تعارض پيش مىآيد كه بايد آن را حل كرد.
جمع ميان اين دو دسته از روايات، از راههايى ممكن است:
1. دسته دوم حمل بر حج مستحبى مىشود و دسته اول بر حج واجب، اين جمع را به مرحوم شيخ نسبت دادهاند. 3
اشكال: اين جمع صحيح نيست؛ زيرا به دو دليل، دسته دوم قابل حمل بر استحباب نيست: