81اينكه روايات، معناى ديگرى غير از معناى آيه را بيان مىكند؟ گفتنى است پيش از اين ثابت كرديم كه باور اول، صحيح است. به فرض كه نظر دوم را بپذيريم، بحث از مفاد روايات و جمع ميان آنها، در صورت تعارض، ضرورى است.
روايات در اين باره كه «زاد و راحله در تحقق استطاعت موضوعيت دارد يا نه» اختلاف دارند و ثمره اين بحث، اين مىشود كه تا زاد و راحله نباشد، استطاعت وجود ندارد و اگر بدون آن دو، حج انجام پذيرد، كفايت از حج واجب نمىكند. پس در اين صورت، كسى كه زاد و راحله ندارد و بدون مشقت بتواند حج انجام دهد، حَجةالاسلام از او ساقط نمىشود. از طرفى هر كس زاد و راحله براى انجام حج داشته باشد؛ حج بر او واجب مىگردد، گرچه انجام آن برايش مشقت و زحمت داشته باشد؛ باتوجه به اينكه با قاعده نفى عسر و حرج، وجوب برداشته مىشود و از آنجا كه اين بحث نيز به تحديد و تعيين موضوع استطاعت، ارتباط پيدا مىكند، مورد بحث و دقت نظر قرار مىگيرد.
درباره زاد و راحله دو دسته روايت وجود دارد: دستهاى دلالت دارد كه تا زاد و راحله نباشد، استطاعت نيست. بيشتر رواياتِ باب را اين قسم از روايات تشكيل مىدهد كه طرح تمامى آنها از حوصله اين نوشتار خارج است.
از باب نمونه
امام صادق(ع) در پرسش حفص از معناى آيه (وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ...) مىفرمايد: «
من كان صحيحاً في بدنه مخلّي في سربه، له زاد و راحلة فهو ممّن يستطيع الحج...» 1؛ «هر كس بدنش سالم، راهش باز و داراى زاد و راحله باشد، مستطيع است».
امام صادق(ع) در پاسخ پرسش هشام بن حكم از معناى استطاعت در آيه فرمود:
«من كان صحيحاً في بدنه، مخلّي سربه، له زاد و راحلة» 2؛ «هر كس بدنش سالم، راهش باز و داراى زاد و راحله باشد، حج بر او واجب است».
اين دو روايت كه از نظر سند بىاشكالند، دلالت دارند كه استطاعت، دائرمدار وجود