79ارشادى بودن آيه با حمل بر معناى لغوى نيز ناسازگار است و اين خلاف روش شارع است، مگر در موارد خاص و در صورت شك، «اصل عدم نقل از معناى لغوى» جارى است.
5. اگر آيه ظهور در ارشاد به حكم عقل دارد، سؤال از معناى استطاعت، بىوجه است و حال اينكه محدثان شيعه و سنى نقل كردهاند بعد از نزول آيه، پرسشهاى زيادى از رسول خدا(ص) در معناى استطاعت شده است.
6. گذشته از تمام اين مطالب، در صورتى كه به شخصى گفته شود: «اگر استطاعت دارى لازم است به مشهد بروى»، مفهوم از اين جمله اين نيست كه اگر مىتوانى، گرچه با مشقت و زحمت و فروش ضروريات زندگى باشد، تا ناچار شويم در صورت حرج زياد، وجوب را با نفى حرج برداريم. بلكه مفهوم استطاعت در اين جمله اين مىشود كه اگر رفتن به مشهد، به زندگى عادى تو ضرر نمىرساند و اين رفتن، مانع از زندگى عادى و معمولى نمىگردد و سبب زحمت و مشقت نمىشود، لازم است بروى مشهد. در غير اين صورت، رفتن لازم نيست. نه اينكه لازم است، ولى با نفى حرج برداشته مىشود.
گرچه برخى از اين مطالب، به تنهايى نمىتواند دليل مستقلى بر مدعا باشد، اما روى هم ثابت مىكند كه آيه، بدون در نظر گرفتن روايات، ارشاد به حكم عقل نيست و از اينجا ضعف آنچه در مستند عروةالوثقى 1 و غير آن آمده، روشن مىگردد.
اما بخش دوم اين نظريه كه «مراد از استطاعت در روايات، زاد و راحله است»، با مراجعه به كلام مدافعان اين نظريه، روشن مىشود كه آنان دليلى بر اينكه روايات در مقام تفسير و بيان معناى خاصى از استطاعت است، غير از معنايى كه در آيه منظور شده، اقامه نكردهاند.
به نظر ما اين بخش از مدعا نيز صحيح به نظر نمىرسد؛ زيرا:
1. با دقت در رواياتى كه در ذيل آيات قرآنى رسيده، اين مطلب به دست مىآيد كه