76كفايت نمىكند». 1
3. مطابق نظريه اوّل، اگر در انجام حج نيازى به وجود زاد و راحله نباشد، چون استطاعت شرعى با نبود آنها صدق نمىكند، حج واجب نيست. مرحوم آيت اللَّه خويى فرموده است: «وجود زاد و راحله، در تحقق استطاعت، شرط است؛ گرچه به آنها نيازى نباشد؛ مانند اينكه بتواند پياده به مكه برود، بدون مشقت و بىآنكه به موقعيت او لطمه وارد گردد». 2
بنابراين بر كسانى كه نزديك مكه هستند و توان پيادهروى به مكه را دارند، ولى زاد و راحله ندارند، نبايد حج واجب باشد. اما براساس نظريه دوم، چنانچه پيادهروى مشقت غير قابل تحمل نداشته باشد و منافى با موقعيت اجتماعى شخص نباشد، حج واجب است.
علامه در منتهى مىفرمايد: «وجود زاد و راحله، نسبت به كسانى كه نيازمند و محتاج به آنند، شرط استطاعت است». 3
4. بر اساس نظريه اول، اگر شخصى زاد و راحله داشته باشد و شك در حصول استطاعت كند، به اطلاق ادله
«من كان له زاد و راحلة» تمسك مىكنند و مىفرمايند حج واجب است. ولى مطابق نظريه دوم، اگر شك در استطاعت داشته باشيم، گرچه زاد و راحله موجود باشد، حج واجب نيست؛ زيرا از نظر عرف، استطاعت، با شك در حصول آن، محقق نيست.
5. بر اساس نظريه اوّل، تمامى شرايطى كه فقها از قبيل رجوع به كفايت و مانند آن بيان كردهاند، نياز به دليل دارد. ولى بر اساس نظر دوم، چون استطاعت معناى عرفى و عقلايى دارد، نيازى به بيان از جانب شارع نيست. بلكه فهم عرف و عقلا كافى است.
6. بر اساس نظريه اول، اگر كسى زاد و راحله داشته باشد و شرايط ديگر نيز حاصل شود، حج بر او واجب است؛ گرچه ضروريات زندگى را نداشته باشد. ولى از باب تقديم قاعده «نفى عسر و حرج» بر «ادله وجوب حج»، انجام اين حج لازم نيست.