77آيتالله شاهرودى مىفرمايد:
دليل بر استثنا، ضروريات زندگى قاعده نفى عسر و حرج مىباشد. در اين جهت فرقى نيست ميان وجود «پولى» كه مىتوان با آن ضروريات زندگى را تأمين نمود و وجود مالى كه بتوان ضروريات زندگى را با آن اداره كرد. بنابراين چنانچه بدون وجود ضروريات، ادامه زندگى، بىمشقت، ممكن باشد، فروش آنها براى تهيه مخارج حج واجب است. 1
ليكن مطابق نظريه دوم، به كسى كه ضروريات زندگى را ندارد، از نظر عرف، مستطيع نمىگويند گرچه مخارج رفت و برگشت آن موجود باشد. امام خمينى(قدس سره) مىفرمايند: «شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفت و آمد، اينكه ضروريات زندگى و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد، داشته باشد».
همچنين مىفرمايند: «اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند، از حجةالاسلام كفايت نمىكند». 2
ملاحظه كنيد كه ثمرات بحث، چقدر گوناگون و دقيق است!
7. جمعى از مدافعان نظريه اول، در وجوب حج، رجوع به كفايت را شرط نمىدانند و مىفرمايند با امكان رفت و برگشت، حج واجب است. گرچه بعد از آن سرمايه يا شغلى كه زندگى او را تأمين كند، وجود نداشته باشد. محقق ثانى، بعد از اين سخن علامه در قواعد كه: «رجوع به كفايت، يعنى داشتن شغل يا تخصص، بنابر قولى، شرط نيست»، مىفرمايد: «سخن و نظر صحيحتر اين است كه رجوع به كفايت شرط نيست؛ زيرا استطاعت بدون آن، صدق مىكند». 3
محقق حلى نيز مىفرمايد:
وفي اشتراط الرجوع إلى صنعة أو بضاعة قولان أشبههما أنه لا يشترط. 4
در اينكه شرط است بعد از مراجعت از سفر حج، شغل يا توان مالى داشته باشد، دو نظر وجود دارد: صحيحتر شرط نبودن آن دو است.