223تونى بلر به خود اجازه مىدهند در چنين كنفرانسهاى فكرى و عقيدتى مهمى چون كنفرانس اسلام و مسيحيت، اظهار نظر كنند.
از ماشين پياده مىشويم. من تلوتلو خوران به هتل برگشتم و البته خدا لطف كرد كه به جاى جلسه ادارى، دعاى كميل درحال برگزارى است. خود را به دعاى كميل مىرسانم.
سه روز بعد، ظهر روز «يومالترويه» (يكشنبه) وقتى كه استاد هادوى را با همان هيئت در آسانسور ديدم، از او اجازه مىخواهم كه داستان تايلند را نقل كنم. او تعجب مىكند كه از كجا من ماجرا را مىدانم. كمى شيطنت مىكنم و در نهايت از استراق سمع خود در صندلى جلوى ماشين مىگويم. ايشان با صداى بلند مىخندد و كريمانه اجازه مىدهد كه من آن را بهطور كامل نقل كنم.
برگزارى مراسم دعاى كميل در بعثه
«حجت الاسلام صالحى خوانسارى» دعاى كميل شب جمعه در مكه را شروع مىكند. در مكه دعاى كميل به شيوه متفاوتى برگزار مىشود و ديگر از مشكلهاى امنيتى خبرى نيست. همه در سالن اجتماعات منحنىشكل هتل دارهادى تجمع كردهاند. جمعيت به بيش از دو هزار نفر مىرسد.
آقاى صالحى نقل مىكند كه: «شخصى نزد اميرمؤمنان(ع) آمد و از فقر ناليد. ديگرى آمد و از خشكسالى گفت و فردى هم از نداشتن فرزند شكوه كرد. امام(ع) همه را به استغفار دعوت كرد و وقتى پرسيدند كه آقا چرا هر سه را به استغفار حواله فرموديد؟ آقا فرمود: «خداوند مىفرمايد: (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كٰانَ غَفّٰاراً يُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرٰاراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّٰاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهٰاراً) . 1