222سفارت جمهورى اسلامى و ساير مؤسسهها از حل مسئله عاجز مانده بودند و در نهايت طرفين دعوا به حكميت و قضاوت آقاى هادوى رضايت مىدهند و هادوى جوان، حكم مالكيت ملكى شد كه مساحت آن 50 هزار متر بوده، آن هم در «بانكوك» تايلند كه يكى از گرانترين شهرهاى جهان به لحاظ قيمت ملكى بوده و هست.
هادوى پس از مدتى بررسى و تحقيق، به نفع يك طرف رأى مىدهد و البته نمىدانست كه طرف او سنى است و طرف مدعى شيعه است. بدين ترتيب، يك عالم شيعى به نفع يك سنى رأى مىدهد و اين اتفاق سبب مىشود سال بعد، مالك به ملك رسيده به تهران بيايد و اعلام تشيع كند و سپس ملك 50 هزار مترى خود را در بانكوك به مجمع جهانى اهلبيت(عليهم السلام) اهدا كند. البته هادوى از اين موضوع گله مىكرد كه تاكنون، هيچ بهرهبردارى از اين ملك نشده و مجمع جهانى آن را به حال خود رها كرده است.
نكته جالب ديگر در مورد هادوى اين است كه ايشان در كنفرانس بينالمللى اسلام و مسيحيت سخنرانى كرده بود و پس از ايشان «تونى بلر» نخست وزير انگليس به سخنرانى دعوت شده بود كه در ضمن سخنرانى، با طعنه خطاب به هادوى و اسلام گفته بود: «اين شيخ ايرانى، انگليسى خوب صحبت مىكند». بدين معنا كه او فقط زبان انگليسىاش خوب است و نه منطق دينى او. به همين دليل، هادوى اجازه مىخواهد و دوباره به جايگاه مىرود و در مقابل متفكران و نمايندگان برجسته اسلام و مسيحيت مىگويد: «بسيار متأسفم، اگر «برتراند راسل» (فيلسوف منتقد ضد خداى انگليسى) زنده بود، به ما و شما مىگفت كه جهان به وضع اسفبارى رسيده است كه آقاى بلر بيايد و در چنين كنفرانسى اظهار نظر كند».
نويسنده مجله «تايم» كه اين گزارش را نوشته بود، متذكر شد كه هادوى، تونى بلر را به شدت تحقير و احساس تأسف را به حاضران منتقل كرد كه چرا افرادى چون