37بشر ناشناخته بماند، ولى سعادتش و مسير رسيدن به آن شناخته شده باشد؟ اينجاست كه ضرورت نياز به مكتبى آسمانى، خود را مىنماياند؛ يعنى نياز به تئورىاى كلى، طرحى جامع، هماهنگ و منسجم كه هدف اصلى از زندگى انسان و روشهاى رسيدن به كمال را مشخص كند، خطوط اصلى زندگى، بايدها و نبايدها، خوبها و بدها، هدفها و وسيلهها، مسئوليتها و تكليفها در آن تعيين شده و منبع الهام براى همه افراد بوده باشد.
بشر، هم از لحاظ فردى به دين احتياج دارد و هم از حيث اجتماعى. ركن اساسى در اجتماعات بشرى، اخلاق و قانون است. پشتوانه قانون و اخلاق، فقط و فقط دين است. تمام مقدسات اجتماع بشر، مانند عدالت، مساوات، آزادى، انسانيت، نوعدوستى و همدردى با ديگران و... بدون دين تحقق نمىيابد! بر اين اساس، معتقديم كه فقط دينِ مبتنى بر وحى الهى، تأمينكننده سعادت انسان است و انسان تربيتيافته در پرورشگاه دين، بهصورت داوطلبانه و خودخواسته در مسير مصلحتهاى فردى و اجتماعى گام برمىدارد و مىتواند طرحى جامع براى همه مسائل زندگى كه منطبق بر همه مصالح زندگى او باشد، ترسيم كند.
اگر در برخى آيات قرآن، فلسفه خلقت بشر، معنويت و قرب الهى شناخته شده، 1و 2 مقصود اين است كه با تربيت دينى، شاكله