249را براى اقامت در تبعيدگاه تشجيع نمود و او را در اين مبارزه از هر نوع احساس ضعف و تصور يأس و نوميدى برحذر داشت.
مكاتبه عقيل با اميرمؤمنان على(ع)
يكى از حساسترين فرازهاى معنوى و از مهمترين اسناد فكرى - عقيدتى عقيل كه مىتواند مبيّن ديدگاه او نسبت به مقام ولايت و در عين حال روشنگر بعضى از ابهامات در زندگى عقيل (مثل عدم حضور او در جنگهاى امير مؤمنان و ملاقات وى با معاويه!) باشد، مكاتبه و مراسلهاى است كه ميان او و اميرمؤمنان(ع) انجام گرفته است. متن اين مكاتبه در منابع معتبر آمده است؛ از جمله ثقفى (متوفاى 283ه .ق) در كتاب الغارات 1 متن كامل هر دو نامه را، همچنين ابن قتيبه (متوفاى 276ه .ق) - با تفاوت مختصر - 2 و ابن ابىالحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه 3 هر دو نامه را نقل نمودهاند.
مرحوم سيد رضى پاسخ اميرمؤمنان على(ع) را نيز با حذف جملاتى از صدر و ذيل آن، تحت عنوان «ومن كتاب له(ع) الى أخيه عقيل... وهو جواب كتابٍ كتبه اليه عقيل» در نهج البلاغه ضبط نموده است.
متن نامه عقيل
اينك توجه خوانندگان ارجمند را به متن و ترجمه نامه عقيل و سپس به بخشى از نامه اميرمؤمنان(ع) كه ارتباط مستقيم با بحث دارد، جلب مىكنيم و به «الغارات» ثقفى كه از لحاظ پيشينه و وثاقت بر همه منابع ياد شده تفوّق و برترى دارد استناد مىجوييم:
«بسم الله الرحمن الرحيم، لعبد الله علي أميرالمؤمنين من عقيل بن أبي طالب، سلام عليك فانّي أحمد اليك الله الذي لا إله الّا هو، اما بعد فانّ الله حارسك من كلّ سوء، وعاصمك من كلّ مكروه وعلى كلّ حال، انّي خرجت الى مكة معتمراً فلقيت عبد الله بن سعد بن أبي سرح في نحو من أربعين شاباً من أبناء الطلقاء فعرفت المنكر في وجوههم فقلت لهم: الى أين يا أبناء الشانئين؟ أبمعاوية تلحقون؟ عداوة والله منكم قديماً غير