204ابراهيم ناميد و فرمود: «جبرئيل بر من نازل شد و گفت: السلام عليك يا ابا ابراهيم و من هم نام جدم ابراهيم را بر وى انتخاب نمودم. 1
پس از تولد ابراهيم هر يك از همسران انصار درخواست نمودند كه رسول خدا(ص) وظيفه پرستارى و شير دادن به ابراهيم را به وى محول نمايد و در اين مورد بر همديگر سبقت مىجستند، بالأخره اين افتخار نصيب بانويى به نام امّ برده همسر ابوسيف گرديد. خانه ابويوسف كه شغل آهنگرى داشت در همان محله بنىمازن و در نزديكى مشربه ام ابراهيم قرار گرفته بود و ام ابراهيم را به نزد ماريه در مشربه و به حضور رسول خدا(ص) در مدينه مىبرد و پس از ديدار آنان به خانهاش برمىگرداند و گاهى رسول خدا(ص) شخصاً براى ديدن فرزندش به خانه امّ برده مىرفت. 2
محبت پيامبر(ص) نسبت به ابراهيم
انس بن مالك خدمتگزار رسول خدا(ص) مىگويد: «من نسبت به فرزند مهربانتر از رسول خدا(ص) كسى را نديدهام؛ زيرا به هنگامىكه ام برده ابراهيم را پرستارى مىنمود، گاهى رسول خدا(ص) با اين فاصله دور، به خانه او مىرفت و ابراهيم را در بغل مىگرفت و او را مىبوسيد، سپس به دايهاش تحويل مىداد و يك روز كه رسول خدا(ص) باز قصد خانه امّ برده را داشت، من نيز به همراه او حركت كردم، چون به خانه ابويوسف رسيديم، ديدم خانه او پر از دود است. من به سرعت وارد خانه شدم و او را از ورود رسول خدا(ص) مطلع ساختم، او هم با عجله دست از كار كشيد و كوره آهنگرى را تعطيل نمود تا دود فضاى خانه، آن حضرت را آزرده نسازد ولى رسول خدا(ص) با همين وضع وارد گرديد و فرزندش را در بغل گرفت و به سينه چسبانيد.
گريه رسول خدا(ص) و ماريه در كنار بستر ابراهيم
ابراهيم در خانه امّ برده مريض شد و در روز سهشنبه يازدهم ربيعالاول سال دهم هجرى كه هيجده ماهه و بنا به قولى شانزده ماهه بود، از دنيا رفت. در منابع حديثى