205متعدد نقل شده است: در دقايق آخر عمر وى و آنگاه كه در حال نزع بود، رسول خدا(ص) در كنار بسترش نشسته بود و در حالىكه اشكش به صورتش جارى مىگرديد چنين فرمود:
«تدمع العين و يحزن القلب و لانقول الّا ما يرضى الرّب و انا بك يا ابراهيم لمحزونون» ؛ «قلبم اندوهناك و چشم گريان است و چيزى به جز رضاى حق نمىگويم اى ابراهيم اينك در فراقت شديداً اندوهناكيم». 1
در حديث ديگرى آمده است كه آن حضرت پس از آن كه فرمود: «تدمع العين...» اين جمله را هم اضافه نمود: «و لو لا انّه وعد صادق و وعد جامع و ان الآخر لاحق بالاوّل لوجدنا عليك يا ابراهيم اشد من وجدنا و انا بك لمحزونون»؛ «اگر مرگ وعده حق و همگانى نبود و اگر قرار نبود پسينيان به پيشينيان ملحق شوند، اندوه ما در فراقت، بيش از اين مىشد و در عين حال در فراقت شديداً اندوهناكيم». 2
باز در حديث ديگرى كه ابىداود متن آن را نقل نموده، چنين آمده است: «ففاضت عينا رسول الله(ص) فقال له سعد ما هذا؟ قال(ص) انّها رحمة وضعها الله في قلوب من يشاء و انّما يرحم الله من عباده الرحماء» 3؛ چون اشك پيامبر(ص) جارى شد، سعد عرض كرد: يا رسول الله اين گريه چرا؟ فرمود اين رحمت و عاطفه است كه خداوند در دل كسانى كه مىخواهد قرار مىدهد و خداوند از بندگان خويش بر آنها رحم مىكند كه در دلشان رحم باشد».
عبدالرحمان بن حسان بن ثابت از مادرش سيرين نقل مىكند كه به هنگام مرگ ابراهيم من و خواهرم ماريه در كنارش بوديم با اينكه با ناله و شيون گريه مىكرديم اما از سوى رسول خدا(ص) مخالفت به عمل نمىآمد ولى پس از مرگ او از شيون و فرياد كردن نهى نمود. «كلّما صحت انا و اختي ما ينهانا فلما مات نهانا عن الصياح». 4
انتقال پيكر ابراهيم
پس از مرگ ابراهيم كه در محله بنى مازن در خارج مدينه به وقوع پيوست، به رسولخدا(ص) عرض كردند اينَ نَدْفَنُهُ؟؛ در كجا به خاكش بسپاريم؟ آن حضرت فرمود: