151دعا بر اهل بقيع در كنار اين حرم كه آن روز به عنوان خانه عقيل مطرح بود توقف و از خداوند طلب رحمت و مغفرت مىنمود.
پس از آن حضرت و با دفن شدن پيكر پاك اين امامان توجه مسلمانان بدين نقطه جلب گرديد و هر زائرى پس از زيارت قبر و مسجد رسول الله، در اين حرم و در كناراين قبور شريف قرار مىگرفت و يكى از دو درب اين حرم در تمام ساعات روز، به روى زائران و ارادتمندان اين امامان باز بوده است.
و اما از نظر شكوه و جلوه ظاهرى، اين حرم شريف با گنبد و بارگاه كهن و سر به فلك كشيدهاش و با ضريح زيبا و ظريفش، در طول تاريخ، ميان ساير بقاع مىدرخشيد و بر همه مقابر موجود در مدينه؛ از ياران و اقوام رسول خدا(ص)، نور و روشنايى مىبخشيد كه اينك در اثر جهل و نادانى كوتهنظران و جور ظلم ستمگران، نه از آن عبادت كنندگان بجر به صورت محدود خبريست و نه از آن گنبد و بارگاه اثرى.
يكى از جهانگردان غربى به نام مستر ريتر( RITER) كه به فاصله چند ماه از ويرانى اين حرم و ساير مقابر و حرمها، بقيع را ديده، ويرانى آنجا را چنين ترسيم نموده است:
چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهرى ديدم كه زلزله شديدى به وقوع پيوسته و به ويرانهاى مبدّلش ساخته است؛ زيرا در جاى جاى بقيع به جز قطعات سنگ و كلوخ در هم ريخته و خاكها و زبالههاى روى هم انباشته و تيرهاى چوب كهنه و شيشههاى درهم شكسته و آجرها و سيمانهاى تكه تكه شده، چيز ديگرى نمىتوان ديد، فقط در بعضى از رهگذرهاى تنگ اين قبرستان از ميان اين زبالهها راه باريكى براى عابرين باز نمودهاند. و اما آنچه در كنار ديوار غربى بقيع ديدم، تلى بود از تيرهاى قديمى و تختههاى كهنه و سنگها و قطعات آهن روى هم انباشته كه اينها بخشى از زبالهها و بقاياى مصالح ساختمانهاى ويران شدهاى بود كه در كنار هم انبار شده بود ولى اين ويرانىها و خرابىها نه در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعى، بلكه با عزم و