152اراده انسانها به وجود آمده است و همه آن گنبد و بارگاههاى زيبا و سفيد رنگ كه نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاك يكسان گرديده است.
او اضافه مىكند: چون براى مشاهده بيشترِ اين آثار، كه نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاريخسازان روزگار است، در ميان سنگ و كلوخ حركت مىكردم. از زبان راهنمايم شنيدم كه از شدت ناراحتى اين جملهها را آهسته! تكرار مىنمود: «استغفرالله»، «استغفرالله»، «لا حول ولا قوّة الا بالله».
و گويى دعبل خزاعى همان وضع تأسف بار را به نظم در آورده و با شعر خودمجسم كرده است كه نويسندگانى مانند ريتر پس از قرنها آن را مشاهده و با نثر خود ترسيم نمودهاند. و گويى كه دعبل قصيده خود را از زبان شيعيان؛ اين ارادتمندان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت در اين عصر سروده و از محضر حضرت رضا(ع) به دريافت جايزه نايل گرديده است كه مىگويد:
مدارس آيات خلت من تلاوة
و منزل وحي مقفر العرصات
«آن خانهها محل فرا گرفتن آيات قرآنى بود كه خالى گشته و محل نزول وحى الهى بود كه به بيابان خشك و قفر مبدل شده است».
منازل قوم يهتدى بهداهم
فتؤمن منهم زلة العثرات
«خانههاى مردمانى كه ديگران به بركت آنان هدايت مىيابند، و در اثر عصمتشان از هر اشتباه و لغزش در امانند».
منازل جبريل الامين يحلها
من الله بالتسليم و البركات
«خانههايى كه جبرئيل امين از سوى خداوند به همراه سلام و بركات او، بر آنها نازل مىشد».
منازل وحى الله معدن علمه
سبيل رشاد واضح الطرقات
«خانههايى كه محل وحى خدا و معدن علم، و راههاى رشد و روشن او است».