138بنابراين، تاريخ تقريبى اين اصلاح و تعمير نيز مشخص مىشود كه در نيمه اول قرن هفتم و در دوران خلافت مستنصر عباسى از سال 623ه.ق تا 640 انجام گرفته است.
مطلب قابل توجه اين كه: همانگونه كه سمهودى اشاره نموده و طبق دلايل و شواهدى كه ملاحظه خواهيد نمود، اقدامات و عملكرد «مسترشد» و همچنين مستنصر، مربوط به تعميرات و اصلاحات اين حرم شريف بوده است نه مربوط به اصل ساختمان و بناى آن. آن دو كتيبه نيز كه سمهودى ياد نمود نشانگر تاريخ تعميراتى است كه به ترتيب، پس از نيم قرن از بناى اصلى حرم و مجدداً پس از گذشت يك قرن از تعمير اول آن، انجام گرفته است؛ زيرا:
الف) اين امرى است مسلّم كه بناى اصلى اين گنبد و بارگاه، به دستور مجدالملك براوستانى انجام پذيرفته و تاريخ روشن دارد، و مورّخان در اين مورد صراحت و اتفاق نظر دارند. طبيعى است، در بناى چنين ساختمانى، با آن اهميت و قداست، پيشبينىهاى لازم در دوام و استحكام نه براى يك قرن و دو قرن، بلكه براى قرون متمادى منظور مىگردد. مشابه و قرينه ساختمانِ اين حرم، ساختمان حرم كاظمين(عليهما السلام) و حضرت عبدالعظيم حسنى است 1 كه پس از گذشت ده قرن، هنوز هم در ميان آثار مذهبى و باستانى، با قامتى استوار و محكم ايستادهاند. بنابراين چنين بناى مستحكم پس از گذشت پنجاه يا يكصد و پنجاه سال، نيازمند تجديد بنا نخواهد بود. گذشته از آن، حفظ كتيبههاى متعدد، خود دليل واضح و روشن بر اين حقيقت است؛ زيرا در صورت تجديدِ اصلِ بنا به وسيله يكى از آن دو خليفه، حفظ كتيبه مفهومى ندارد.
ب) دليل دوم برعدم تجديد بنا، به وسيله دو خليفه ياد شده، گفتار ابن نجار (متوفاى 643ه.ق) مىباشد كه گنبد حرم بقيع را چنين توصيف مىكند: «والقبران في قبّة كبيرة عالية قديمة البناء» 2 و مشابه همين توصيف را، خالدبن عيسى البلوى كه در سال 740ه.ق بقيع را ديده، آورده است. 3