139اين توصيف نشانگر قدمت اين حرم شريف است كه نه با تجديد بناى دوران معاصر ابن نجار و نه با دوران خالد بلوى قابل تطبيق است.
ج) نكته جالب اين است كه سمهودى پس از نقل نظريه خويش (كه اصل بناى حرم قبل از مسترشد است) و پس از نقل گفتار ابن نجار در مورد عظمت و قدمت حرم بقيع، مىگويد: اين گنبد و بارگاه، امروز هم به همان شكل و داراى همان خصوصياتى است كه ابن نجار آن را توصيف نموده است (؛ وقد قال ابن النجار ان هذه القبة قديمة البناء، و وصفها بما هي عليه اليوم) 1؛ يعنى همانگونه كه در اين حرم، قبل از ابن نجار تغيير اساسى داده نشده، بعد از وى نيز، تا امروز؛ يعنى اوايل قرن دهم هجرى كه سمهودى زندگى مىكرده، هيچ تغيير و تحوّلى در اصل ساختمان آن به وجود نيامده است.
د) سرانجام بايد اين نكته را اضافه كنيم: برخلاف نظر صريح مورخان، در مورد بانى اصلى گنبد و بارگاهِ ائمه بقيع(عليهم السلام) (مجدالملك)، هيچ دليل قابل استناد و تاريخى وجود ندارد كه مؤيد و نشانگر نقش يكى از خلفا و سلاطين در اصل بناى اين ساختمان و ايجاد اين گنبد و بارگاه باشد. و از اينجاست كه مىتوان با اطمينان و تأكيد اظهار نمود، دو كتيبهاى كه سمهودى از آنها ياد نموده مربوط به تعمير حرم بقيع بوده است، همانگونه كه خود وى اين مطلب را مورد تأييد قرار داده است.
3. تعمير حرم ائمه بقيع(عليهم السلام) به دستور سلطان محمود
تعميرِ سومِ حرم شريف، متعلق به اوايل قرن سيزدهم هجرى است كه به دستور سلطان محمود؛ خليفه عثمانى انجام گرفته است.
فرهاد ميرزا كه در سال 1292ه.ق به حج مشرف شده است مىنويسد: تعمير بقعه مباركه در بقيع، از سلطان محمود خان 2، در سنه يكهزار و دويست و سى و چهار هجرى به دست محمد على پاشاى مصرى و به امر سلطان واقع شد. 3
ولى نايب الصدر شيرازى مىگويد: در سردر بقيع، قصيدهاى طولانى، به زبان تركى