83ظاهراً قريش و مشركان براى خودشان روشهايى در انجام عبادات داشتهاند كه آن را به حضرت ابراهيم(ع) نسبت مىدادند؛ ولى آن عبادات از ولايت پيامبر(ص) خالى بود. همچنين يكى از اسباب شركآلود بودن عبادات يهود و نصارى در كنيسهها و ديرها نيز اين بود كه آن عبادات، از ولايت خاتمالانبيا(ص) خالى بود و قطع ارتباط مساجد با ولايت پيامبر اعظم(ص) كه كارى جاهلى به حساب مىآيد نيز از همين نوع است. درنتيجه اينان توحيد را با سخنانى پوچ و بتپرستانه از مضمون اصلى آن تهى مىسازند.
برهان دوم
علىبنابراهيم از پدرش از ابنابىعمير از ابنأذينه از زراره از امام باقر(ع) نقل مىكند كه فرمود: «مردم امر شدند كه نزد اين سنگها بيايند و طواف كنند؛ اما پس از آن نزد ما آيند و ولايت و ارادتشان را به ما ابراز بدارند و نصرتشان را به ما عرضه نمايند». 1
در اين برهان اعتقادى، امام بيان مىدارند كه در اصل، طاعت براى پيامبر(ص) است و با ولايت ايشان ميسور است، نه به وسيله سنگهاى كعبه. چنانكه خداوند در آيه143 سوره بقره مىفرمايد:
(وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاّٰ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّٰهُ)
و ما، آن قبلهاى را كه قبلاً بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر(ص) پيروى مىكنند، از آنها كه به جاهليت باز مىگردند، مشخص شوند. و مسلماً اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود.