82دين است؛ اين در حالى است كه قرآن، اعتقاد به پيامبر(ص) و ولايت ايشان را ضرورى دانسته و قطع ارتباط و رابطه با ايشان را بتپرستى و شرك معرفى مىكند. مشكل اين فرقه، دقيقاً همين است كه معتقدند هرگاه با پيامبر(ص) قطع ارتباط كردى، موحد شدهاى و به توحيد راه يافتهاى!
توحيد حقيقى آن است كه از راه حضرت محمد(ص) بدان برسى و راهنما و دعوتكننده به سوى حق، پيامبر(ص) باشد. هر عبادتى كه وصل به اين عروة الوثقى نباشد، بىمعنا خواهد بود. بنابراين قريشيان كافر براى خود عبادتهايى ساخته بودند و آنها را دينى مىپنداشتند و حتى پايبند به انجام آن بودند. يكى از آن اعمال، طواف كعبه بود كه به اعتبار مركزيتى كه براى آن قائل بودند و آن را قبله مىدانستند، به آن احترام مىگذاشتند. به همين علت وقتى كه پيامبر(ص)، بيتالمقدس را قبله قرار داد، به پيامبر(ص) ايراد گرفتند كه در آيين ابراهيمى، كعبه قبله است و از اين امر نتيجه گرفتند كه پيامبر(ص) از دين اجدادشان خارج شده است. چنانكه آيه 144 سوره بقره نيز به اين مطلب اشاره دارد:
(قَدْ نَرىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا يَعْمَلُونَ)
نگاههاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان [براى تعيين قبله نهايى] مىبينيم. اكنون تو را به سوى قبلهاى كه از آن خشنود باشى، باز مىگردانيم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، به خوبى مىدانند اين فرمانِ حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده [و در كتابهاى خود خواندهاند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله نماز مىخواند] و خداوند از اعمال آنها [در مخفى داشتن اين آيات] غافل نيست.