84در اصل هدف از دستور توجه به قبله در عبادات، اطاعت از رسول خداست(ص)، نه آنچه اينان - كه توحيد را قطع ارتباط با پيامبر و خروج از ولايت ايشان در عبادات مىدانند - يعنى قطع كنندگان واسطههاى الهى و دربهاى ارتباط مخلوقات با خدا، ادعا مىكنند و وساطت و توجه به پيامبر(ص) را مردود مىدانند؛ چراكه اين كار خود، عين بتپرستى است.
در منطق قرآن، اقرار نكردن به ولايت پيامبر(ص)، تسليم نبودن در برابر ايشان و مقاومت در برابر ولايتشان، بتپرستى قلمداد شده است؛ چراكه اين كار فرمانبرى از غيرخداست. كلمات اهل بيت(عليهم السلام) نيز به اين مطلب قرآنى اشاره دارد. انسان ناچار است براى ارتباط با خدا، واسطهاى را بين خود و خدايش قرار دهد و اگر اين كار را انجام ندهد، از كجا مىتواند به دستورات و ارشادات و خواستههاى پروردگارش پىببرد و برايش روشن شود كه اينگونه گمانهزنىهاى شيطانى، عبادتى بتپرستانه است. دليلش هم اين است كه چون از ولايت پيامبر(ص) خالى است و برگرفته از اطاعت خدا و پيامبر(ص) نيست و براى خداى متعال انجام نشدهاند، بتپرستى خوانده مىشوند. حتى طواف خانه خدا، اگر از راه دستورات الهى به دست نيامده باشد، طواف سنگ و اطاعت غيرخدا به حساب مىآيد.
كسى كه ولايت پيامبر(ص) و عترت ايشان را انكار كند، خدا را معصيت كرده و دسترسىاش به دستورات خدا نيز قطع شده است. بنابراين امام باقر(ع) اين عمل را عمل جاهلى دانستهاند و اينگونه عبادات خالى از ولايت پيامبر(ص) را به بتپرستى تعبير كردهاند.
اين مطلب، همان كلام خدا در آيه 143 سوره بقره است كه مىفرمايد:
(وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاّٰ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّٰهُ وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُضِيعَ إِيمٰانَكُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ)