59زائران را برعهده داشته باشد، وجود ندارد؛ چرا كه جهان اسلام از داشتن حاكم واحد و مبسوطاليد محروم است. در حال حاضر با اختلافى كه بر جهان اسلام حاكم است و مقرراتى كه در سرزمين حجاز وجود دارد، هر كشورى سرپرستى را براى حجاج خود نصب نموده تا امور مربوط به حجاج و زائران خود را سامان بخشد. رهبرى و زعامت حجاج و زائران ايرانى نيز بر عهده نماينده ولى فقيه در امور حج و زيارت است.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، امام خمينى(رحمه الله) و مقام معظم رهبريدامت بركاته سرپرست حجاج ايرانى را كه همان نماينده ولى فقيه در امور حج و زيارت است، منصوب كرده و در احكامى كه براى اين منظور صادر كردهاند، وظايف و اختيارات آنان را مشخص كردهاند.
اگر عنوان «اميرالحاج» بر چنين سرپرستى صادق باشد، كه به نظر مىرسد نسبت به حيطه قلمرو ولى فقيه در ايران چنين باشد، پارهاى از احكام و وظايف شرعى بر عهده اوست كه در فقه اماميه با استناد به روايات براى اميرالحاج مقرر شده است.
از آنجا كه اين احكام و وظايف در حين انجام مناسك حج مطرح مىشود، بنابر رعايت ترتيب و نظم در ارائه مطالب، در بخش سوم از كتاب به تفصيل به آن مىپردازيم.
اما آنچه در اين قسمت مهم است، اين است كه پس از تعيين سرپرست، بايد ساختارى منسجم براى اداره امور مربوط به حج و زيارت تشكيل گردد.
گفتار دوم: ايجاد تشكيلات حج و زيارت
وظيفه ايجاد فضاى مناسب براى انجام تكاليف دينى و عبادى بر عهده ولى فقيه، به عنوان حاكم جامعه اسلامى، است.
(الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّٰاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ آتَوُا الزَّكٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ) (حج: 41)