58در سال 140 هجرى قمرى نيز امام صادق(ع) كه در موسم حج حضور داشت، هنگام عزيمت از عرفات به مشعر، مركبش دچار مشكل شد و حضرت از مركب فرودآمد. اسماعيلبن علىبن عبداللَّهبن عباس كه اميرالحاج بود، و قدرى جلوتر حركت مىكرد، متوجه حضرت شد و به انتظار ايستاد. امام صادق(ع) سر بلند كرد و فرمود: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا دَفَعَ لَمْ يَكُنْ لَهُ أَنْ يَقِفَ إِلَّا بِالْمُزْدَلِفَة» ؛ 1«اميرالحاج وقتى حركت آغاز كرد، نبايد تا مزدلفه توقف نمايد». اما او به احترام حضرت(ع) ايستاد تا ايشان سوار بر مركب شده و حركت كردند.
آنگونه كه از روايات و گزارشهاى تاريخى به دست مىآيد، كه به بخشى از آن اشاره گرديد، حج با امارت و زعامت فردى كه منصوب حكومت بود، برگزار مىگرديد و حجاج در وقوف به مشاعر و مناسك، از او تبعيت مىكردند؛ همانگونه كه مسلمانان در حجةالوداع از پيامبر اعظم(ص) پيروى مىنمودند. اين بنا و سيره مسلمانان در پيروى از اميرالحاج در تعيين مواقيت و مواقف از جهت زمان و مكان، در مرأى و منظر معصومين(عليهم السلام) بوده و گزارشى مبنى بر تخلف ايشان، با وجود انگيزههاى فراوان در نقل اينگونه مسائل، نرسيده است. بلكه در امثال روايت و گزارش پيشين، حضرات معصومين(عليهم السلام)، انظار و افكار مردم را به تبعيت از اميرالحاج معطوف مىداشتند.
اين سيره حكام و خلفا در تعيين اميرالحاج علاوه بر عملكرد رسول اكرم(ص) و حضرت على(ع) در تعيين سرپرست حجاج و زائران، نشان مىدهد كه يكى از شئون حاكم جامعه اسلامى تعيين اميرالحاج است و همچنانكه در كليات بيان گرديد، ولايت فقيه در شئون حكومتى، تمام اختيارات حكومتى پيامبر(ص) و ائمه(عليهم السلام) را داراست. بنابراين ولى فقيه نيز مىبايست براى حجاج و زائران، امير و سرپرستى تعيين كند.
البته امروزه «اميرالحاج» به معناى واقعى آن، كه امر همه حجاج بيتالله الحرام و