219مسلمين جبران شود».
مدلول روايت، از تقصير و عمد منصرف است 1 و اطلاق «دم»، اشتباهات قاضى در اجراى حد 2 و قصاص، و حتى تعزير 3 را نيز شامل مىشود. برخى با استفاده از قياس اولويت، تنقيح مناط و قاعده احسان، 4 اين حكم را به دعاوى مالى نيز تسرى داده، به لزوم جبران خسارت ناشى از خطاى قاضى، از بيتالمال حكم كردهاند. 5 بنابراين مسئوليت حكومت اسلامى در قبال اعمال زيانبار خطايى برخى از كاركنانش (مثل قضات) منصوص است و علما و صاحبنظران، درباره آن، بحث فقهى كردهاند.
اما در خصوص مسئوليت مدنى حاكم اسلامى نسبت به اعمال زيانبار خطايى ساير كارگزاران حكومت، از جمله كارگزاران حج و زيارت، كه هنگام انجام خدمت، باعث وارد آمدن خسارت مىگردند، و لزوم جبران آن از بيتالمال، بايد گفت با توجه به اينكه قضاوت تنها يكى از شئون حاكم جامعه اسلامى است، پس وقتى در قضاوت، جبران خسارتِ ناشى از خطاى قاضى، از بيتالمال است، به طريق اولى در خطاى خود حاكم كه مستند به اشتباه او، بدون تقصير و كوتاهى، باشد نيز چنين است؛ علاوه بر اينكه با تنقيح مناط و الغاى خصوصيت عرفى از رواياتِ ناظر به عدم مسؤوليت قضات نيز مىتوان به عدم مسئوليت شخصى كارگزاران حكم كرد؛ زيرا اعمال آنها غالباً در جهت