79«ابان بن عثمان بن عفان» (م./95 105ه .ق) و «عروة بن زبير» (م.94ه .ق). اين دو نفر آخر بخشهايى از سيره كه بعدها مغازى نام گرفت و «شرحبيل ابن حسنه» (م. 123ه .ق) و «ابنشهاب زهرى» (م. 124ه .ق) آن را روايت مىكردند، نقل نمودند. شرحبيل و زهرى كوشيدند تا براساس مواد برجاىمانده از ابان و عروه، روشى بنيان نهند كه كتاب مبتدا (اخبار آفرينش) مبناى نگارش تاريخ جهان، از خلال سلسله انبيا تا پيامبر خاتم(ص)، قرار گيرد يا كتاب مبتدا را اساس نگارش تاريخ امت اسلامى كه با سيره نبوى(ص) آغاز مىشود، قرار دهند.
در ميان نسل زهرى، انتشار و تدوين تاريخ رواج بيشترى يافت؛ مثلاً «ابوزَنَّاد عبدالله بن ذكوان قرشى مدنى» (م.131ه .ق) مىگويد: زهرى مقدارى الواح برمىداشت و با هم نزد دانشمندان مىرفتيم. زهرى هرچه مىشنيد، مىنوشت. همچنين در آغاز سده دوم، در خانه «ابوعبيده معمر بن مثنى» (م.210ه .ق) كتابهايى بوده كه برخى، آن را ديوان عرب ناميدهاند. 1 «ابوعمرو بن علاء» نيز مىگفت كتابهايى كه او درباره فصيحان عرب نوشته است، خانهاى را تا سقف پر مىكند. 2
ب) تكامل، تنوع و تخصصىشدن تاريخنگارى
در اين دوره كه درواقع همان مرحله سوم است و قرن دوم و اوايل قرن سوم را پوشش مىدهد، اخباريون، اخبار گوناگون تاريخ اسلام را