80گرد آوردهاند و آنها را با شنيدن از شاهدان و راويان مىنوشتند. در اين مرحله، به سبب پيشرفت نگارش، سيرهنگارى نيز تكامل يافت و روايات سيره در بابهاى جداگانه تدوين شد و اخباريون به حوزههاى معرفتى ديگرى كه تا آن زمان به آنها توجه نمىكردند، روى آوردند.
از آن پس تاريخنگارى اسلامى در حوزههاى متنوع رنگ سياسى، اقتصادى و اجتماعى به خود گرفت و نوشتههاى فراوانى با حجمهايى اندك، ولى تخصصىتر تصنيف شدند. به سبب نياز جامعه، ديرى نپاييد كه كتبى در زمينههاى گوناگون تاريخ، مانند طبقات، أنساب، فتوح، مقاتل، رده، مناقب، رحلات، دولتها و خاندانها، شهرها، وفيات، تراجم و رجال و... تأليف شد. «ابومخنف» (م.157ه .ق)، «عوانة بن حكم كلبى» (م./147 158ه .ق)، «سيف بن عمر تميمى» (م.180ه .ق)، «هشام بن محمد كلبى» (م.204ه .ق)، «هيثم بن عدى» (م. 208ه .ق)، «واقدى» (م.207ه .ق)، «ابوعبيده معمر بن مثنى» (م.211ه .ق)، «نصر بن مزاحم منقرى» (م.213ه .ق) و «ابوالحسن مدائنى» (م.225ه .ق) از تاريخنگاران اين دورهاند.
ج) تدوين براساس تسلسل زمانى و موضوعهاى متوالى
اين مرحله تا پايان سده سوم هجرى، يعنى تا زمان به وجود آمدن وضعيت مناسب براى استحكام علم تاريخ از حيث محتوا و روشمندى تداوم دارد و تاريخنگاران با تكيه بر دو انديشه تاريخ براساس تسلسل زمانى و بر محور تنظيم موضوعهاى متوالى را تدوين كردند: