68كه تنها واجبالوجود از وجود حقيقى برخوردار است و ما سوىالله از شئونات، تجليات و مظاهر او به شمار مىآيند، فاعليت حقيقى تنها از آن خداوند است و افعال صادره از ديگر موجودات، جلوه افعال او محسوب مىشوند و يك فعل با يك استناد، هم به خدا و هم به علل ثانيه اسناد داده مىشود. در حكمت متعاليه نيز بين اين آيات تعارضى وجود ندارد.
وهابيت
وهابيون براى جمع بين آياتى كه فعل و تأثير الهى را در جهان هستى مطرح مىسازند و خداوند را فعّال ما يشاء و تنها خالق و موجد همه اشيا و مدبر همه امور عالم معرفى مىكنند، و آياتى كه تأثير ديگر موجودات بر يكديگر را مىپذيرند و افعال بندگان را مستند به خود آنان مىداند و تعارضى ظاهرى بين آنها به نظر مىرسد، وجه جمع درخور فهم و مقبولى بيان نكردهاند.
ديدگاه مقبول
به نظر مىرسد با تأمل در اين آيات و ديگر آيات قرآن كه به تفسير يكديگر مىپردازند، ديدگاه خود قرآن در اينباره به دست مىآيد؛ با اين توضيح كه اين آيات، بيانگر اين موضوعاند كه خداوند، كه خالق و فاعل همه پديدهها و افعال است، هر چيزى را با حفظ مبادى و علل طبيعى خاص آن آفريده است؛ ازاينرو اذن تكوينى و فاعليت او در همه پديدهها و حوادث و افعال اختيارى انسان مطرح است. يعنى خداوند، فاعل بعيد و مسببالاسباب است و علل طبيعى