69و اختيار، فاعل قريب و سبب مباشر و در طول اذن تكوينى او مىباشند. البته فاعليت خداوند، با حفظ علل و اسباب طبيعى، در همه مراحل و مراتب، حقيقتاً مطرح است؛ زيرا او خالق و موجد همه چيز است. بنابراين طبق اين بيان، ضمن حفظ عموميت توحيد افعالى، هريك از اسباب و علل طبيعى پديدهها نقش و تأثير اعطايى خود را تحت قيوميت و ربوبيت خداى سبحان و در طول فاعليت او به خوبى ايفا مىكنند. 1
البته وجه جمعهاى ديگرى نيز مطرح شده است؛ مثلاً اينكه در اين آيات، بحث از علتهاى طولى، يعنى علت قريب و بعيد نيست، بلكه سخن از علت حقيقى و اعدادى است. علت حقيقى يعنى علتى كه وجود معلول وابستگى حقيقى به آن دارد و جدايى معلول از آن غيرممكن است؛ مانند علّيت نفس براى اراده و صورتهاى ذهنى. اين علت (حقيقى)، به معناى «ما منه الوجود» است. اما علت اعدادى، فقط در فراهم آوردن زمينه پيدايش معلول مؤثر است و وجود معلول، وابستگى حقيقى و جدايى ناپذير به آن ندارد؛ مانند علّيت پدر و مادر براى فرزند. 2 با تأمل در اين آيات، روشن مىشود كه خداوند، علل و اسباب طبيعى پديدهها را فقط در حد اعداد و زمينهسازى مطرح مىكند و خود را خالق و فاعل حقيقى مىخواند. آيه شريفه أَ فَرَأَيْتُمْ مٰا تُمْنُونَ، أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخٰالِقُونَ (واقعه: 58 و59)، فقط خدا را خالق حقيقى معرفى مىكند؛ يا در آيه شريفه أَ فَرَأَيْتُمْ مٰا تَحْرُثُونَ، أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ