70
أَمْ نَحْنُ الزّٰارِعُونَ (واقعه: 63 و64)، خداوند خود را روياننده حقيقى بذر معرفى مىكند. 1
وجه جمع ديگر اينكه آيات فراوانى در قرآن، هر موجود كوچك و بزرگى را كه كلمه «شيء» بر آن صادق باشد، مخلوق خدا مىدانند: قُلِ اللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ (رعد: 16) و وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً (فرقان: 2) و قٰالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدىٰ (طه:50)، و اين امر با فاعل بعيد بودن خداوند يا محدود بودن فاعليت او و تصور فاعليت براى غير به هر نحوى منافات دارد. ازاينرو بايد وجه جمعى بسيار دقيقتر وجود داشته باشد كه بىهيچ تخصيص و تقييدى، حضور و احاطه كامل خداوند و فاعليت مطلق او در تمام اشيا را بيان كند.
با تأمل در آيات قرآن اين نكته به دست مىآيد كه از منظر اين كتاب آسمانى، صورت و ظاهر كارهاى عادى، مربوط به انسان و وسايط است، اما حقيقت و باطن همه آنها از آن خدا و فاعل حقيقى در همه جا خداست؛ با اين توضيح كه قرآن كريم، هرگاه فعل و تأثير در پديدهاى را به غير خود نسبت مىدهد، در جاى ديگر آن را به خود نيز منسوب مىكند و سرانجام در جاى سوم، آن را منحصراً از آن خود مىداند. اگر در جايى مىفرمايد: خدا أَحْسَنُ الْخٰالِقِينَ (مؤمنون: 14) است، كه از مفهوم آن خالقيت براى غيرخدا نيز فهميده مىشود، در مواردى ديگر خلقت را منحصراً از آن خود مىداند: أَلاٰ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ (اعراف: 54) يا