38است و افعال او حتى باواسطه نيز مخلوق خدا نباشد، بلكه مقصود آنان از استقلال، نبودن فاعليت ديگرى در عرض فاعليت انسان در افعال اختيارىاش است. ازاينرو متكلمان اماميه نيز همانند حكماى مشاء افعال انسان را از طريق فاعلهاى طولى به خداوند نسبت مىدهند و خدا را فاعل بعيد و انسان را فاعل قريب افعال بشرى مىدانند.
بايد توجه داشت كه نفى مخلوق بودن افعال اختيارى انسان از سوى خداوند كه در سخنان متكلمان عدليه مطرح شده، ناظر بر جنبههاى ذيل است:
1. نفى سخن مجبره كه به وجود قدرت براى انسان معتقد نبودند و نفى سخن اشاعره كه قدرت انسان را مؤثر در پيدايش فعل او نمىدانستند.
2. خالق و محدث به كسى گفته مىشود كه فعل بدون واسطه يا واسطهاى غيرقادر و مريد از او صادر شود و از آنجا كه واسطه خدا و فعل اختيارى، انسانى است كه قدرت و اراده دارد، خدا خالق و محدث فعل انسان نخواهد بود؛ هر چند فعل، با استناد به قدرت و ارادهاى كه او افاضه كرده است، واقع مىشود.
3. در افعال انسان، كارهاى ناروا وجود دارد و از آنجا كه فاعل و خالق افعال ناروا مذموم است و خداى سبحان از فعل مذموم ستوده است، خدا خالق و فاعل افعال انسان نخواهد بود.
وجه اول، ناظر بر ركن اساسى ديدگاه عدليه درباره صدور حكم اختيارى بودن افعال انسان و ابطال نظريه جبر است و دو وجه اخير،