39ناظر بر شكل ظاهرى ديدگاه آنان است و قبول يا رد آن، خدشهاى به ركن اساسى ديدگاه آنان وارد نمىكند. آن ركن اين است كه انسان با قدرت و ارادهاى كه خداوند به او افاضه كرده است، فعل اختيارى خود را پديد مىآورد و اگرچه قدرت او وابسته به قدرت و افاضه الهى است، قدرت خدا در عرض قدرت انسان در فعل او تأثيرى ندارد و از اين حيث گفته مىشود كه قدرت انسان، مستقل در تأثير است. 1
البته در اينكه آيا مىتوان انسان را خالق افعال اختيارىاش ناميد، يا به كارگيرى اين واژه براى انسان صحيح نيست و بايد از واژههاى ديگرى مانند فاعل، محدث، مخترع، صانع و مكتسب استفاده كرد، دو قول وجود دارد: شيخ مفيد به كار بردن واژه خالق را براى انسان در قبال كارهاى اختيارىاش روا نمىداند و اين نظر را به اماميه، زيديه، معتزله بغداد، اكثر مرجئه و اهل حديث نسبت مىدهد، و معتزله بصره را طرفدار جواز اطلاق لفظ خالق بر انسان مىداند. 2
حكماى شيعه نيز به اين موضوع توجه ويژه نشان دادهاند. 3 حكماى مشاء با پذيرش رابطه علّى و معلولى، خداوند تبارك و تعالى را در صدر سلسله علل مىدانند و همه افعال را به صورت فاعليت