26و نسبتهايى كه ميان اشيا به نظر مىرسد، جز عادت الله يا اتفاق دائم اكثرى نيستند و در واقع، نقش انسان به (كسب) عمل محدود است نه ايجاد آن. 1
اشاعره، منكر وجود علل واسطه در نظام آفرينشاند. ايشان آنچه را ديگران در توالى حوادث، علت و معلول مىنامند، «عادت الله» دانسته، مىگويند: «سنت الهى بر اين جارى است كه برخى حوادث به دنبال برخى ديگر باشد و اسباب و عللى را كه مىبينيم و آنها را دخيل در حوادث مىدانيم و افعال و حركاتى كه به انسان و حيوان نسبت مىدهيم، فقط به حسب ظاهر است، نه حقيقت امر و عادت خداوند چنين است كه ابتدا آن اسباب ظاهرى و به دنبال آن مسببات بيايد». 2
بنابراين مىتوان گفت كه توحيد افعالى از ديدگاه اشاعره، به معناى ضرورت اعتقاد به صدور همه افعال از خداوند به صورت مستقيم و بدون تأثير و دخالت ديگر موجودات است.
اشاعره از جمع بين آياتى كه فعل و تأثير الهى را در جهان هستى مطرح و خداوند را فعّال ما يشاء و تنها خالق و موجد همه اشيا و مدبر همه امور عالم معرفى مىكنند 3 و آياتى كه تأثير ديگر موجودات بر يكديگر را مىپذيرند و افعال بندگان را مستند به خود آنان مىدانند 4 و تعارضى ظاهرى بين آنها به نظر مىرسد، چنين نتيجه