137شود، نه به مؤمنين. پس اينكه در آيه همه اينها را از مؤمنين نفى كرده، از باب ادعاى به عنايت است با اسناد دادن اطراف داستان به سبب الهى و غيرعادى، و اين با استنادش به اسباب ظاهرى و عوامل طبيعى معهود و اينكه مؤمنين كشته باشند و رسول خدا(ص) سنگريزهها را پاشيده باشد، هيچ منافاتى ندارد. 1
اشكال فخر رازى: چنين توجيهاتى عدول از ظاهر آيه است كه همه اين كارها را به خدا نسبت مىدهد و اصل اين است كه كلام در مقام بيان حقيقت است نه مجاز. ازاينرو چنين عدولى جايز نيست. علاوه بر اينكه دلايل عقلى و نقلى ديگرى نيز مؤيد برداشت ما از اين آيه است. 2
در پاسخ اين اشكال مىگوييم كه ما نيز حجيت ظواهر را پذيرفتهايم، اما ظاهر آياتِ فراوان ديگرى با ظاهر اين آيه همخوانى ندارد و نمىتوان به ظاهر هر دو معتقد بود. علاوه بر اينكه دلايل عقلى فراوان ديگرى برخلاف نظر شما هست. پس بايد وجه جمع مقبول و قابل فهمى بيان كرد و وجه جمع شما (كسب) ابهام و اشكالات فراوانى دارد.
دو - آيات خالقيت انحصارى خداوند
آيات فراوانى هست كه به روشنى خالقيت را انحصاراً براى خدا مىداند و از غير او نفى مىكند؛ مانند: اَللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ؛ «خدا خالق