75
2. تأويلهاى بىضابطه و پيامدهاى آن
اگرچه اين ديدگاه اجمالاً در مقام تصور و تصديق با مشكلى مواجه نيست و همه مذاهب و فرقههاى اسلامى، اصل آن را پذيرفتهاند 1، اما وقتى به تفصيل بدان توجه شود، اشكالاتى در اين ديدگاه مشاهده مىشود و البته اين اشكالات به اين دليل است كه خود اين طايفه، به چند گروه تقسيم شدهاند:
برخى از آنان براى اسما و صفات، معناى عدمى (نفى نقص) لحاظ كرده و علم خداى متعال را به عدم جهل معنا كرده و گفتهاند: «خدا عالم است، يعنى جاهل نيست». چنانكه صفات ديگر خدا را نيز به همين منوال معنا كردهاند. 2 حال آنكه لازمه اين ديدگاه، تعطيل كردن ذات متعالى خدا از صفات كمال است. ناگفته نماند كه اين ديدگاه صابئه مىباشد كه در اسلام رخنه كرده است. 3
گروهى ديگر، ظواهر آيات اسما و صفات را بر معناى مخالف ظاهر تأويل برده و گفتهاند، هر معنايى كه نزد عقل يا نقل محتمل است، اگر با اصول قطعى مخالف نيست، همين تأويل آيه است و گروهى نيز در معانى آنها به آنچه در نقل آمده، اكتفا كرده و عقل خود را در فهم آنها دخالت ندادهاند. 4