74منظور از تأويل در اينجا، استعمال لفظ در معناى مخالف ظاهر است. البته اين يك معناى نوظهور است كه بعد از نزول قرآن پيدا شده و غير از معنايى است كه قرآن، علم آن را به خداى متعال اختصاص داده 1 و فرموده است: (وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ ) . 2 و 3
اصطلاح يادشده به كسانى اطلاق مىشود كه معتقدند در آيات و روايات، معناى حقيقى اسما و صفات خبرى مقصود نيست. بلكه اين صفات، كنايه از صفات كماليه ديگرى است؛ يد كنايه از قدرت يا نعمت است، وجه كنايه از ذات و حقيقت خداوند است، استواى بر عرش، كنايه از تدبير فراگير خداوند در جهان آفرينش است و مانند آن. 4
اين گروه در واقع در تفسير آيات متشابه اسما و صفات، ميان اثبات و نفى، جمع كردهاند. آنان از طرفى صفات خبرى را براى خداوند متعال ثابت دانسته و از طرفى خدا را از لوازم حاجت و امكان منزه نمودهاند و بدين منظور آيات متشابهى را كه در احتياج و امكان ظهور دارد، بر خلاف ظاهرش، بر معناهايى حمل كردهاند كه با اصول مسلّم دين و مذهب سازگار باشد. 5