76گروهى هنگام مواجهه با ظواهر ابتدايى برخى آيات و روايات، به بهانه اينكه اين آيات و روايات، مخالف احكام عقلاند، آنها را بدون وجود هيچ قرينهاى تأويل برده و بر خلاف ظاهر حمل نمودهاند. 1
در بطلان اين ديدگاهها ترديدى نيست؛ زيرا تفسير قرآن به غير قرآن و تفسير قرآن به غير سنت قطعى، تفسير به رأى بوده و از سوى كتاب و سنت نهى شده است. 2 پيامد چنين تأويل بىضابطهاى كه بعضى از متكلمان و مفسران مرتكب شدهاند و از قرائن لفظى، مقامى، متصل و منفصل، غفلت كرده و به فهم عاميانه اكتفا نمودهاند، اين است كه آنان را به جسارت به ساحت مقدس خداوند و انبياء(ع) مبتلا نموده است و درباره آنان موهوماتى را قائل شدهاند كه نمونههايى از آنها، در تورات و انجيل تحريف شده يهوديان و مسيحيان آمده است. 3
براى جلوگيرى از اينگونه تحريفات، صاحبنظران شيعه، تأويل آيات و روايات را ضابطهمند كردهاند. آنان گفتهاند: از شرايط اساسى حمل آيه يا حديث برخلاف ظاهر، اين است كه در آنجا يا آيه محكمى در دسترس باشد يا احاديث متواترى يا اينكه به