71البته اين ديدگاه به اشعرى اختصاص ندارد، بلكه از شخصيتهايى چون ابوحنيفه 1، شافعى 2، زهرى، اوزاعى، مالك، ابنمبارك، سفيان ثورى، ليث بن سعد، احمد بن حنبل، اسحاق بن راهويه و... نيز نقل شده است. 3
2. در كشاكش تقييد و تشبيه
به اعتقاد برخى از صاحبنظران، ابوالحسن اشعرى به منظور جلب رضايت هر دو گروه (اهل تشبيه كه بر ظواهر قرآن و سنت جمود مىورزند و اهل تنزيه كه از تشبيه و تجسيم پرهيز مىكنند)، خود را در كشاكش تشبيه و تقييدى دشوار گرفتار كرد؛ زيرا همانگونه كه پرهيز از تشبيه و تجسيم از اركان عقايد اسلامى است، پرهيز از اجمال گويى و ابهام سرايى نيز اين چنين است. بديهى است سخنى كه معناى روشنى از آن فهميده نشود و تكرار آن، جز لقلقه زبان نباشد، برخلاف اصول مسلّم اسلامى است. 4
الفاظ از طرف هر واضعى كه وضع شده باشند، كيفيت مقوّم معناى آنهاست. كسى كه مىخواهد مثلاً كلمه «دست» را وضع كند، ابتدا براى اين لفظ، معنايى را در نظر